تبليغاتX
تا شقايق هست زندگي بايد كرد - بهانه

تا شقايق هست زندگي بايد كرد

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من همچو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک با ش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
 گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و ترا به ساحل دیدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با ترنمت روییدم
 گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
 گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
 

+ نوشته شده در 86/12/21 توسط مهدي |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سيه چشمی به کار عشق استاد
درس محبت ياد می داد
مرا از ياد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از ياد

شما ميتوانيد اين وبلاگ را از طريق اين آدرس هم ببينيد.

www.hazarah.tk


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1388

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385



پیوندها

فرزانه
شيوا
خيرالله
مهدي
محيا
وبلاگهاي فارسي زبان كشورهاي ديگر
زينب
دختر هزاره


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS