تبليغاتX
تا شقايق هست زندگي بايد كرد

تا شقايق هست زندگي بايد كرد

تو با یک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
تو چون یک هدیه فیروزه ای
رنگ مرا بر قایق رویا نشاندی
و با یک لطف یک لبخند ساده
مرا به سرزمین عشق خواند ی
تو دیار میان قلب ها را
به رسم آسمانی ها شکستی
چون حسی غریب و واژه های سرخ
میان دفتر روحم نشستی
 تو دریای ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تو مثل عطر یک گلدان رهایی
تو مثل نغمه موزون باران
به روی اطلسی ها نازنینی
و تا وقتی روحم مال اینجاست
به روی صفحه دل می نشینی

+ نوشته شده در 86/11/06 توسط مهدي |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سيه چشمی به کار عشق استاد
درس محبت ياد می داد
مرا از ياد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از ياد

شما ميتوانيد اين وبلاگ را از طريق اين آدرس هم ببينيد.

www.hazarah.tk


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1388

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385



پیوندها

فرزانه
شيوا
خيرالله
مهدي
محيا
وبلاگهاي فارسي زبان كشورهاي ديگر
زينب
دختر هزاره


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS