تبليغاتX
تا شقايق هست زندگي بايد كرد

تا شقايق هست زندگي بايد كرد

ترا من زهر شيرين خوانم اي عشق
كه نامي خوشتر از اينت ندانم
وگر هر لحظه رنگي تازه گيري
 به غير از زهر شيرينت نخوانم
تو زهري زهر گرم سينه سوزي
تو ش يريني كه شور هستي از تست
شراب جام خورشيدي كه جان را
نشاط از تو غم از تو مستي از تست
به آساني مرا از من ربودي
درون كوره غم آزمودي
دلت آخر به سرگردانيم سوخت
 نگاهم را به زيبايي گشودي
بسي گفتند دل از عشق برگير
كه نيرمگ است و افسون است و جادوست
ولي ما دل به او بستيم و ديديم
كه او زهر است اما نوشداروست
 چه غم دارم كه اين زهر تب آلود
 تنم را در جدايي مي گدازد
از آن شادم كه هنگام درد
غمي شيرين دلم را مي نوازد
اگر مرگم به نامردي نگيرد
مرا مهر تو در دل جاوداني است
وگر عمرم به ناكامي سرآيد
ترا دارم كه مرگم زندگي است

+ نوشته شده در 85/05/29 توسط مهدي |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سيه چشمی به کار عشق استاد
درس محبت ياد می داد
مرا از ياد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از ياد

شما ميتوانيد اين وبلاگ را از طريق اين آدرس هم ببينيد.

www.hazarah.tk


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1388

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385



پیوندها

فرزانه
شيوا
خيرالله
مهدي
محيا
وبلاگهاي فارسي زبان كشورهاي ديگر
زينب
دختر هزاره


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS